محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
549
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
پيروى نمىكنند . شهرهاى خزر نيز گاهى به دست فرمانرواى گرگان است ] . گرگان [ وطبرستان دولتهائى هستند كه ] گاه به دست ديلمان وگاه با جنگ به دست لشكر خاوران مىافتند . خراج : خراج قومس يك ميليون ويكصد ونود وشش هزار درم ، خراج گرگان ده ميليون ويكصد ونود وشش هزار وهشتصد درم است [ سلطان نيز در آنجا پايگاههائى آباد دارد ] . خراج « بيار » بيست وشش هزار درم بود ، يكى از بزرگانش به بخارا رفت وكاخى با گل چسبان « 1 » بساخت وبا چند مرد آن را برداشته پيش أمير [ بزرگوار ] نصر بن أحمد ( سامانى ) برد ، پس وى را خوش آمد وگفت : نياز خود بگو ! گفت : خراج ما را به همان شش هزار باز گردان [ وبيست هزار افزوده شده را از آن بنهى ] وديوانهاى ما را به نيشابور بازگردانى ! از اين رو امروز [ خراج بيار ششهزار درم است و ] به نيشابور مىرود ، با اينكه در ميان آنها ديهى هست كه هنوز هم خراجش به « قومس » مىرود ومردم بيار خود را قومسى مىخوانند . در گرگان ميان پيروان مذهبوارهها كشاكشها هست ، ميان ايشان وبكر آباديان بر سر يك شتر در روز عيد [ در قربانگاهى همانند مرو ] قتلى رخ داد . ميان حسنيان وكرّاميان نيز جنگها وكشاكشهاى
--> ( 1 ) گويا چيزى همانند ماكتهاى امروز ساخته بوده است .